|
اخرین باری بود که او را می دیدم...چقدر مریضی اذیتش می کرد.خودش می گفت :"دیدم که اون هواپیمایی رو که شیمیایی زد چند لحظه بعد بچه ها انداختن...خلبانشم کشته شد..."وقت نشد دیگر ادامه بدهد...یعنی سرفه امان نداد. کاش می شد الان او راببینم و بپرسم:"تونستی از خلبانش بپرسی چرا بچه هاتو یتیم کرد یا نه..."
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 12:10  توسط حسن عباسی
|
|
پيوندهای روزانه |