تبليغاتX
هیئت عاشقان سید الشهداء

 

قال رسول الله(ص):

 

إنَّ لِقَتل الحُسَین حَرارَه فی قُلُوب المُومِنینَ لا تَبرُدُ اَبَداً

 

همانا از شهادت حسین(ع) حرارتی در دلهای مومنین است که هرگز به سردی نمی گراید.

 

مستدرک الوسائل، ج1، ص218.

 

 

مطلب این پُست را به مناسبت نزدیک شدن به سال جدید و مصادف شدن آن با اربعین حسینی(ع) می نویسم.

در کوشه و کنار بسیار دیده می شود که پیشاپیش مردم به یکدیگر تبریک و تهنیت عید نوروز و سال نو می گویند و خود را برای سور و سات و مهمانی و برگزاری عید نوروز آماده می کنند. روی سخنم با ایشان است.

 

وای بر ما ملت آخرالزمان.

مگر نه اینکه اربعین سید و سالار شهیدان عالم مصادف به حلول سال نو شده است و مگر نه اینکه آسمان و زمین و هرچه در آن است، عزادار و سوگوار خون خدا هستند. مگر نه اینکه حضرت صاحب الزمان(عج) در عزای حسین(ع) خون گریه می کنند و قالبشان شکسته و محزون است.

نکند با تبریک و تهنیت و شادی و سرور، قلب امام زمانمان(عج) را از خود آزرده کنیم. وای بر ... .

مگر در زیارت عاشورا نمی خوانیم که : انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه.

من تا روز قیامت سلم و صلح هستم با کسی که با شما صلح است و در جنگ و جهادم با هرکه با شما در جنگ است. اینگونه دوستی خود را نشان بدهیم؟ هاشا و کلا.

این یک امتحان الهی است. مگر در تمام طول عمرمان چندین بار این حادثه(تقارن اربعین با نوروز) تکرار می شود؟

حضرت امام صادق(ع) فرمودند: برای ما زینت باشید .... آیا اینگونه؟

آیا ما با از دست دادن عزیزانمان(خدای ناکرده)، تا مدتها عزادار نیستیم و یا عید می گیریم و شادی می کینم؟

و آیا حضرت امام حسین(ع) از عزیزترین عزیزانمان به ما نزدیک تر نیستند؟

حال خود دانید. با این تفاسیر اگر باز هم دلتان می آید، در چهلمین روز شهادت پسر فاطمه(س)، عید برگزار کنید. نستجیر بالله.

وای از آن روزی که پرده ها کنار رود و حقایق آشکار گردد.


ادامه مطلب در وبلاگ انا مجنون الحسین(ع) می باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 18:4  توسط احسان  | 
 

شهادت سه ساله حضرت ابی عبدالله الحسین(ع)

 

حضرت رقیه(س)

 

را به محضر مقدس حضرت صاحب الزمان(عج)

 

 

و همه مسلمانان جهان

تسلیت عرض می نمایم.

 

حسین(ع) هم به خرابه پی زیارت اوست

 

                  گُلی که در خرابه غربت مزار و تُربت اوست

       سه ساله ای است که زینب(س) اسیر همّت اوست

 

 

              ز نسل بت شکن مکّه است این دختر

                 شکستن بت شامی به دست قدرت اوست

 

             رهی که با قدم پُر ز آبله بگشود

                          بسوی کربُبلا باشد و عنایت اوست

 

             به جای رخت عزا پیکری سیه دارد

                که این سیاهی پیکر خود از محبت اوست

  

                   حسین(ع) هم به خرابه پی زیارت اوست

 

 

  

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 18:11  توسط احسان  | 

1-    (اَلسَّلامُ عَلَیک) سَلامَ مَن لَو کانَ مَعَک بِالطُّفوفِ لَوَقاکَ بِنَفسِهِ حَدَّ السُّیوفِ وَ بَذَلَ حُشاشَتَهُ دُونَکَ لِلحُتوفِ.

سلام بر تو، سلام کسی که اگر در کربلاء با تو می بود، با جانش در برابر تیزی شمشیرها از تو حفاظت می کرد و نیمه جانش را به خاطر تو بدست مرگ می سپرد.

 

 

2-    (سَلامَ مَن لَو کانَ مَعَک) فَداکَ برُوحِهِ وَ جَسَدِهِ وَ مالِهِ وَ وَلَدِهِ وَ رُوحُهُ لِرُوحِکَ فِداءٌ وَ اَهلُهُ لِاَهلِکَ وِقاءٌ.

سلام بر تو، سلام کسی که اگر در کربلاء با تو می بود، روح و تن  و مال و فرزندانش را فدای تو می نمود و جانش فدای جان تو و خانواده اش سپر بلای اهل بیت تو می بود.

 

 

3-    فَلَئِن اَخَّرتنی الدُّهورُ  وَ عاقَنی عَن نَصرِک و ... فَلِأَ ندُبَنَّکَ صباحاً و مسائاً و لَأَبکِیَنَّ لَکَ بَدَلَ الدُّمُوع دَما.

اگر زمانه مرا به تأخیر انداخت و مقدارت الهی مرا از یاری تو بازداشت و ... (در عوض) صبح و شام بر تو گریه می کنم و بجای اشک برای تو خون گریه می کنم.

 

 

4-    حَسرَهً عَلَیکَ وَ تَأَسُّفاً عَلی ما دَهاکَ وَ تَلَهُّفاً حتّی اَمُوتَ بِلَوعَهِ المُصابِ وَ غُصَّهِ الاِکتِیابِ.

و بجای اشک برای تو خون گریه می کنم از روی حسرت و تأسف و افسوس بر مصیبتهایی که بر تو وارد شده تا جایی که از شدت اندوه و مصیبت و غم و غصه و افسوس، جان دهم.

 

 

5-     وَ اُقیمَت لَکَ المَأتِمُ فی اَعلا عِلِّیینَ وَ لَطَمَت عَلیکَ الحُورُ العینُ وَ بَکَتِ السَّماءُ وَ سُکّانُها وَ الجِنانُ و خُزّانُها.

مجالس ماتم برای تو در اعلی علیین برپا باشد و حورالعین بخاطر تو به سر و صورت زدند و آسمانها و سکّان ها و بهشت ها و نگهبانانش برای تو گریه کردند.

 

 

صَلَّی اللهُ عَلَیکَ یا أباعَبداللهِ الحُسَین(ع)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 9:44  توسط احسان  | 

مصیبت ذوالجناح

هنگامی که امام حسین(ع) در اثر زیادی جراحات ناتوان شدند و از پشت اسب به زمین قرار گرفتند، اسب آن حضرت که ذوالجناح نام داشت، اطراف او می گشت و از آن مظلوم دفاع می کرد و شیهه می کشید و همهمه می کرد.

عمرسعد فریاد زد: آن اسب را بگیرید و نزد من بیاورید زیرا از بهترین اسبهای رسول خدا(ص) است. جمعی اسب را محاصره کردند اما هر کاری کردند نتوانستند بگیرند و عده ای هم زیر دست و پای اسب به هلاکت رسیدند. عمر سعد گفت: رهایش کنید ببینم او چکاری می کند؟

وقتی اسب احساس امنیت نمود، کنار بدن پاره پاره امام(ع) آمد و کاکُل خود را به خون مطهر آن عزیز رنگین نمود، بدن آن حضرت را استشمام می کرد و با صدای بلند شیهه می کشید. امام باقر(ع) فرمود: او در شیهه خود می گفت: :"الظَّلمیهُ الظَّلمیهُ مِن اُمَّهٍ قَتَلَت ابنَ بِنتَ نبیّها" وای از ظلم، وای از ظلم از امتی که پسر دختر پیامبرشان را کشتند.

آنگاه بسوی خیمه ها رو کرد در حالی که بلند شیهه می کشید به طوری که صدای او همه فضای بیابان را پر کرده بود. حضرت زینب(س) به خواهرش ام کلثوم(س) رو کرد و گفت: این اسب برادرم، حسین(ع) است که بطرف خیمه می آید شاید همراه آن آب باشد. ام کلثوم(س) سراسیمه از خیمه بیرون آمد. ناگاه به اسب نگاه کرد. اسب آمده ولی صاحبش نیامده. دست بر سر زد و چادر خود را پاره نمود و فریاد زد: "قُتِلَ وَاللهِ الحُسَین" به خدا، حسین(ع) کشته شد.

زینب(س) که سخن خواهر را شنید فریاد کشید و ... بانوان حرم ناله کنان و سیلی به صورت زنان از خیمه ها بیرون آمدند و دور اسب بی صاحب را دوره نمودند. هر کدام سخنی می گفت. یکی می گفت: ای اسب، چرا حسین(ع) را نیاوردی. یکی می گفت: چرا امام(ع) را در میان دشمن گذاشتی؟ زینب(س) می گفت: آه، صورت خون آلود تو را می بینم. سکینه(س) می گفت: "یا جُوادُ هَل سُقِیَ ابی ام قُتِلَ عطشاناً" ای اسب، آیا پدرم را آب دادند یا تشنه شهید کردند؟

بعضی نوشته اند: آن اسب در کنار خیمه آنقدر سر به زمین کوبید تا مُرد. و بعضی دیگر نقل کرده اند آن وحشت زده از نزد بانوان فرار کرد و خود را به آب فرات افکند و ناپدید شد.

 


ادامه مصائب حضرت سیدالشهداء(ع) را در وبلاگ انا مجنون الحسین(ع) بخوانید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 11:4  توسط احسان  | 

فرازهایی از زیارت ناحیه مقدسه

امام زمان(عج) خطاب به امام حسین(ع) :

 

 

1-    اَلسَّلامُ عَلَی الحُسَینِ الَّذی سَمِحَت نَفسَهُ بِمَهجَتِهِ.

سلام بر حسین(ع)، آن کسی که هستی و جانش را تقدیم خدا نمود.

 

 

2-    اَلسَّلامُ عَلیکَ سَلامَ العارِفِ بِحُرمَتِکَ المُخلِص فی وِلایَتِکَ المُتَقرِّبِ اِلی اللهِ بِمُحَبَُتِک البَریءِ مِن أعدائِکَ.

سلام بر تو، سلام کسی که عارف به حرمت توست و در ولایت تو مخلص و به سبب محبت تو به خدا تقرب جسته و از دشمنانت بی زار است.

 

 

3-    اَلسَّلامُ عَلی مَن جَعَلَ اللهُ الشَّفاءَ فی تُربَتِهِ.

سلام بر آن کسی که خداوند شفا را در خاک قبر او قرار داد.

 

 

4-    اَلسَّلامُ عَلی مَن بَکَتهُ مَلائِکَهُ السَّماء.

سلام بر آن کسی که فرشتگان آسمان بر او گریستند.

 

 

5-    (اَلسَّلامُ عَلَیک) سَلامَ مَن قَلبُهُ بِمُصابِکَ مَقرُوحٌ وَ دَمعُهُ عِندَ ذِکرکَ مَسفُوحُ.

سلام بر تو، سلام کسی که قلبش از مصیبت تو جریحه دار و اشکش به هنگام یاد تو جاری است.

 

 

 

صَلَّی اللهُ عَلَیکَ یا أباعَبداللهِ الحُسَین(ع)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 16:39  توسط احسان  | 

امان نامه برای حضرت عباس(ع)

 

 

در همان روز تاسوعا، هاله ای از تشنگی آسمان خیام حرم اهلبیت(ع) را فرا گرفته بود. شمر بن ذالجوشن، پشت خیمه ها آمد و فریاد زد: أینَ بَنواُختُنا. خواهر زاده های من کجایند.(ظاهرا مادر حضرت ابوالفضل(ع) از طریق اجداد مادر بزرگوارشان، حضرت ام البنین(ع)، قرابت و نزدیکی با اجداد شمر ملعون داشته اند).

امام حسین(ع) فرمود: ای فرزندان ام البنین، اگر چه فاسق است ولی به خاطر قرابتی که با شما دارد، ببینید چه می گوید؟

وقتی از او سئوال کردند، شمر صدا زد: ای فرزندان خواهرم، شما در امانید و می توانید برگردید. حضرت ابوالفضل(ع) فرمودند: خداوند تو و امان نامه ات را لعنت کند. آیا ما را در امان می دانی ولی پسر پیغمبر(ص) در امان نباشد.

 

                                         72 مجلس، صفحه 62


مصیبت حضرت ابوالفضل(ع)

 

 

حضرت ابوالفضل(ع)، بعد از شهادت برادران و یاران از امام حسین(ع) اجازه میدان گرفت و عرض کرد که سینه ام تنگ آمده و ... . حضرت فرمود: ای عباس(ع)، تو پرچم دار لشگر منی. با رفتن تو دیگر کسی را ندارم.

ابوالفضل(ع) اصرار کرد. امام حسین(ع) فرمود: حالا که عازم میدانی، پس مقداری آب برای کودکان و تشنگان حرم بیاور.

ابوالفضل(ع) وقتی وارد خیمه مخصوص مشکها شد، دیدند که کودکان از شدت عطش شکمهای خود را به مشکهای نم دار می گذارند بلکه از عطششان کم شود. ابوالفضل(ع) به آنها وعده داد که بزودی برای شما آب خواهم آورد. حضرت به طرف شریعه رفتند و با یک حمله، محاصره را در هم شکستند و خود را به شریعه رساندند. و از کثرت تشنگی و خستگی همین که دست بر زیر آب آورد تا بنوشد، پس بیاد عطش امام حسین(ع) افتاد و آب نخورد و گفت: بخدا قسم آب نمی خورم در حالی که آقا  و مولایم حسین(ع) تشنه است.

بعد از پر کردن مشک، به طرف خیمه ها راهی شدند. شخصی که پشت درختان خرما پنهان شده بود، حمله کرد و دست راست آن حضرت را قطع نمود. مشک را به شانه چپ گرفتند. دست چپ را نیز قطع نمودند.

آن حضرت با فداکاری مشک را به دندان گرفتند که در همین حال تیری به مشک زدند و امید ان حضرت را به یأس مبدل کردند. یکی از لشگریان عمودی آهنین به فرق نازنین آن حضرت زد که ایشان به زمین افتادند و صدا زدند: برادرم حسین(ع)، مرا دریاب.

امام حسین(ع) خود را به عباس(ع) رساندند و فرمودند: هم اکنون پشتم شکست و قدرتم کاسته شد... .

می گویند بعد از شهادت ابالفضل(ع)، امام حسین(ع) عمود خیمه عباس(ع) را خوابانیدند یعنی آن حضرت شهید شدند.

 

                                         نقل از 72 مجلس و سوگنامه آل محمد(ص)


آخرین وصیت قمر بنی هاشم(ع)

 

نقل شده وقتی که امام حسین(ع) بر بالین قمر بنی هاشم(ع) آمدند و هنوز رمقی در بدن داشت، عرض کرد: مرا به دو جهت به خیمه مبر. یکی اینکه به سکینه وعده آب داده ام ولی نتوانستم به این وعده عمل کنم. دوم، چون پرچمدار لشگر و سپاه تو بودم، اگر اهل حرم کشه مرا ببینند از تاب و توانشان کاسته خواهد شد.

امام(ع) در حالی که اشک چشمان خود را با آستین مبارک پاک می کردند، تنها به خیمه ها بازگشتند.سکینه نزدیک آمد و گفت: از عمویم، ابالفضل(ع) چه خبر داری؟ وی که رفته بود برای ما آب بیاورد. چگونه تنها برگشتی؟

امام حسین(ع) گریه کنان فرمود: یا ابنتاه انَّ عَمَّکَ العباس قُتِل. ای دخترم، عمویت عباس(ع) کشته شد.

صدای گریه سکینه و زنان و حضرت زینب(س) بلند شد و فریاد کنان می گفتند: وا اَخاه، وا عَبّاساه و اَقِلَّهُ ناصراه و اضیعَتاه مِن بَعدک. وای برادر، وای عباس، وای از کمی یاور و ناصر، وای از مصیبت هایی که بعد از تو با آن روبرو می شویم.

 

                                         72 مجلس در عزای مظلوم به نقل از کبریت الاحمر ص 162

 


ذکر مصیبت با توجه به مناسبت هر روز دهه محرم، در وبلاگ انا مجنون الحسین(ع) می باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 10:36  توسط احسان  | 

مصیبت ورود امام حسین(ع) به کربلاء

 

امام حسین(ع) و همراهان، سرانجام روز دوّم محرم وارد سرزمین کربلاء شدند. نقل شده که هنگام ورود به این سرزمین، مرکب امام(ع) قدم از قدم بر نمی داشت و حدود هفت یا هشت اسب عوض نمودند ولی هیچ کدام قدمی برنداشتند. حضرت سئوال کردند این زمین چه نام دارد؟ گفتند: غاضریّه. سئوال فرمودند: آیا نام دیگری دارد؟ عرض کردند بله، نینوا هم می گویند. باز سئوال فرمودند، گفتند شاطی الفرات هم می گویند. و باز پرسیدند: دیگر چه نام دارد؟ عرض کردند: کربلاء.

امام(ع) تا نام کربلاء را شنیدند، عرض کردند(بنا بر قول سید بن طاووس)

 

" اللّهم اِنّی اَعوذُ بِکَ مِنَ الکَربِ وَ البَلاء ".

خدایا به تو پناه می برم از گرفتاری و بلای این سرزمین.

 

 سپس فرمودند، ای اصحاب من، همین جا فرود آیید و پیاده شوید.

 

" هیهنا مناخُ رِکائِنا وَ مَحَطُّ رِحالِنا وَ مَسفَکُ دِمائِنا وَ مَحَلُّ قُبُورِنا ".

این جایگاه ما و جایگاه ریخته شدن خون ما و جای قبر ماست.

 

در این هنگام، ام کلثوم نزد برادر آمد و عرض کرد: برادر جان، اینجا خطرناک است و ترس عجیبی دلم را فرا گرفته. امام(ع) فرمودند: خواهرم، هنگامی که با پدرم به جبهه صفّین می رفتیم، همین جا بود که پدرم نزول اجلال کرد و سر روی دامن برادرم گذاشت و لحظه ای خوابید. سپس بیدار شد و گریه می کرد. برادرم سئوال کرد: پدر جانم، چرا گریه می کنی؟ فرمودند: در عالم خواب دیدم که این بیابان گویا دریایی از خون شده و حسین من در دریای خون در حالی که هر لحظه در معرض غرق شدن بود فریاد می کرد و استمداد می نمود ولی هیچ کس در مقام یاریش برنیامد. آنگاه پدرم رو به من کردند و فرمودند: وقتی چنین حادثه ای پیش آید، چه خواهی کرد؟ گفتم: صبر می کنم و جز صبر کردن چاره دیگری ندارم.

 

                                 72 مجلس در عزای مظلوم نقل از معانی السبطین، ج1، ص289

 

 

صَلَی اللهُ عَلَیکَ یا اَباعَبدِاللهِ الحُسَین(ع)

 

 


 ذکر مصیبت با توجه به مناسبت هر روز دهه محرم، در وبلاگ انا مجنون الحسین(ع) می باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 11:12  توسط احسان  |