تبليغاتX
هیئت عاشقان سید الشهداء
 

آيا مى دانيد كه (1)

۱ - به دستور عمرسعد ده نفر براى اسب راندن بر پشت وسينه امام حسين

عليه السلام داوطلب شدند؟


2 - ده نفرى كه اسب بر امام حسين عليه السلام راندند همه ولدالزنا بودند؟


3 - تعداد سرهاى بريده شده در كربلا 78 سر بود؟


4 - امام حسين عليه السلام سرزمين كربلا را خريده، سپس به اهالى آنجا

بخشيدند؟


5 - يزيد به وليد نامه نوشت يا از حسين بيعت بگير، يا گردنش را بزن؟

 

حسینیه ی سید الشهدا

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 7:26  توسط قصه گو  | 

خطبه امام پس از ورود به كربلا

متن سخن :


((... اَمَّا بَعْدُ فَقَدْ نَزَلَ بِنا مِنَ اْلا مْرِ ما قَدْ تَرَوْنَ


وَانَّ الدُّنْيا قَدْ تَغَيَّرَتْ وَتَنَكَّرَتْ وَاَدْبَرَ مَعْرُوفها


وَلَمْ يَبْقَ مِنْها اِلاّ صُبابَةٌ كَصُبابَةِ الا ناءِ


وَخَسيسُ عَيْشٍ كَالْمَرْعى الْوَبيلِ


اَلا تَرَوْنَ اِلَى الْحَقِّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَالَى الْباطِلِ لا يُتَناهى عَنْهُ


لِيَرْغبَ الْمُؤْمِن فِى لِقاءِا للّه


فَاِنِّى لا اَرَى الْمَوْتَ اِلا سَعادَةً وَالْحَياةَ مَعَ الظّالِمِينَ اِلا بَرَماً،


النّاسُ عَبيدُ الدُّنْيا وَالدِّينُ لَعِقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مادَرَّتْ مَعايِشُهُمْ للّه


فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانُونَ))(۱).



ترجمه و توضيح لغات :


تَنَكُّر: قيافه بدنشان دادن . اِدْبار: پشت كردن . صُبابَة : ته مانده آب در كاسه . خسيس عَيْشٍ: زندگى پست ذلت بار.

مَرْعَى الْوبيل : چراگاه سخت و سنگلاخ كه در آن كمتر علف سبز شود.

بَرَمْ (بر وزن فَرَس ): زجر و آزردگى .

 عَبيد (جمع عَبد): برده لَعْقَ (مصدر است به معناى اسم مفعول ):

چيزهاى شيرين مانند عسل كه با انگشت ليسيده شود.

 يَحُوطُونهُ (از حاطَ، يَحُوطُهُ): چيزى را  حفظ و حراست  كردن و دفاع از آن نمودن .

 دَرَّتْ مَعايِشَهُمْ: دَرّ: خوشى و كمال آسايش .

مَعايِش (جمع معيشه ): آنچه

زندگى به آن وابسته است . مُحِّصُوا (از تَمْحيص ): در بوته آزمايش قرار دادن .



ترجمه و توضيح :


حسين بن على عليهما السلام در دوّم محرم الحرام سال 61 هجرى وارد كربلا گرديد و پس از

توقف كوتاه در ميان ياران و فرزندان و افراد خاندان خويش قرار گرفت و اين خطبه را ايراد نمود:


((اما بعد، پيشامد ما همين است كه مى بينيد؛ جدا اوضاع زمان دگرگون گرديده ، زشتيها

آشكار و نيكيها و فضيلتها از محيط ما رخت بربسته است ، از فضائل انسانى باقى نمانده است

 مگر اندكى مانند قطرات ته مانده ظرف آب . مردم در زندگى ننگين و ذلت بارى به سر مى برند

 كه نه به حق ، عمل و نه از باطل روگردانى مى شود، شايسته است كه در چنين محيط

ننگين ، شخص با ايمان و بافضيلت ، فداكارى و جانبازى كند و به سوى فيض ديدار پروردگارش

بشتابد، من در چنين محيط ذلت بارى مرگ را جز سعادت و خوشبختى و زندگى با اين

ستمگران را چيزى جز رنج و نكبت نمى دانم )).


امام به سخنانش چنين ادامه داد:((اين مردم برده هاى دنيا هستند و دين لقلقه زبانشان مى

باشد، حمايت و پشتيبانيشان از دين تا آنجاست كه زندگيشان در رفاه است و آنگاه كه در بوته

 امتحان قرار گيرند، دينداران ، كم خواهند بود)).


آنچه از اين گفتار امام استفاده مى شود


در اين خطبه حسين بن على عليهما السلام كه اولين خطابه و سخنرانى آن حضرت در

سرزمين كربلاست ، به دو نكته حساس زير اشاره شده است :



1 - انگيزه قيام :


به طورى كه در فرازهاى گذشته از سخنان امام عليه السلام اشاره گرديد آن حضرت براى

قيام خودچندين علت و انگيزه مختلف بيان نموده است كه مخالفت با حكومت يزيد، تغيير و

تحريف در احكام و بالا خره موضوع امر به معروف و نهى از منكر، مجموع اين علل و انگيزه ها

 را تشكيل مى دهد كه همه اين انگيزه ها نيز در اين گفتار آن حضرت ، خلاصه گرديده است .


آنجا كه اوضاع متغير، زشتيها ظاهر و فضايل ، سركوب و فراموش شده است ذلت و خوارى بر

 زندگى مردم سايه شوم خود را گسترده است ، نه به حق عمل مى شود و نه از باطل

جلوگيرى ، بجاست كه شخص مؤ من و متعهد در راه تغيير چنين وضعى به شهادت و لقاى

حق راغب و شائق باشد و شخص ‍ امام عاليترين و بارزترين مصداق چنين مؤ من با فضيلت

است كه در اين شرايط، مرگ را بجز سعادت و براى زندگى مفهومى جز زجر و شكنجه و مرگ

 تدريجى نمى داند.



2 - مساءله آزمايش :


و اما نكته دوم ، موضوع آزمايش و امتحان است كه بهترين راه شناخت حقايق و افكار

شخصيتها و اصالت انسانهاست ؛ چه افرادى كه خود را مؤ من نشان مى دهند و چه گروهايى

 كه براى خود شعارهاى داغ و كوبنده انتخاب مى كنند و چه اشخاصى كه از قيافه حق

پرستى و وجهه مذهبى برخوردارند، ولى حقيقت اين گروه ها و اين چهره ها و اصالت اين

افراد به دست نمى آيد مگر از راه امتحان و آزمايش در شدايد و گرفتاريها، در جزر و مدها و در

ميدان جنگ و مبارزات ، آنجا كه منافع مادى و بلكه جانشان در خطر است .


اينك كه فرزند فاطمه به سوى ((اللّه)) مى شتابد و قدم به سرزمين عشق و شهادت مى

گذارد از افرادزيادى كه تا آن روز دم از اسلام مى زدند و در ميان مسلمانان از وجهه خاص

مذهبى برخوردار بودند، خبرى نيست .


فرزند رسول اللّه در راه اسلام و قرآن به خاطر امر به معروف در برابر دشمن ديرينه اسلام

قرار گرفته و آماده كشته شدن و به قربانى دادن خاندانش و به اسارت رفتن اهل و عيالش

مى باشد ولى اين گونه افراد قدم از قدم برنمى دارند و لب از لب نمى گشايند، نه از عبداللّه

بن عباس خبرى هست و نه از عبداللّه بن زبير و نه از عبداللّه بن عمر كه هر سه خود را

شخصيت برجسته مذهبى مى دانستند و به خاطر مذهبى بودن ، در ميان مردم از وجهه و

محبوبيت ويژه اى برخوردار بودند كه موضوع شهادت و اسارت در راه احياى اسلام و آزادى

مسلمين مطرح است مثل اينكه چنين افرادى در ميان مسلمانان وجود ندارند.


و اين شدايد و حوادث است كه مردان بزرگ واقعى را از مسلمانان مصنوعى و كاذب كه در

مواقع عادىمسلمان تر و مذهبى تر از همه هستند مى شناساند و نقاب از چهره هايشان

برمى دارد كه :((َاِذا مُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانُونَ)) .

نقل از حسینیه ی سید الشهدا

-----------------------
پي نوشت ها:
۱- تحف العقول ، ص 174. طبرى ، ج 7، ص 300. مثيرالاحزان ، ص 22. ابن عساكر، ص 214. مقتل خوارزمى ، ج 2، ص 5. لهوف ، ص ‍ 69.
بنا به نقل طبرى و ابن نما امام - عليه السلام اين خطبه را در منزل ذى حسم ايراد نموده است و در بعضى از منابع ياد شده جمله الناس ... در اول خطبه آمده است ولى ما متن تحف العقول را مورد استناد قرار داديم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 15:21  توسط قصه گو  | 

انگيزه ، اخلاص ، نشاط و آگاهى در كربلا

بر خلاف دنياى امروز كه به ثروت ، نيرو، اطلاعات ، تخصص ، تكنولوژى و 

حمايت ديگران تكيه دارد، اسلام كارائى و نقش همه ى آنها را در كنار ايمان به خدا، اخلاص ، نشاط و انگيزه مى داند.


نمونه ها:
نماز بى نشاط، مورد انتقاد قرآن است . قاموا كسالى (۱)


انفاق بى نشاط، مورد انتقاد قرآن است . هم كارهون (۲)

 

انجام كار بدون نشاط يا همراه با بهانه گيرى ، به منزله ى انجام ندادن آن

است ، بنى اسرائيل چون بعد از بهانه گيره هاى زياد، گاوى را ذبح كردند قرآن

 مى فرمايد: گويا ذبح نكردند. فذبحوها و ما كادوا يفعلون (3)


بارها قرآن از كسانى كه هنگام رفتن به جبهه بى نشاط بودند، انتقاد كرده

است . اثّاقلتم الى الارض (4)


از ايمان و توجّه كسانى كه تنها به هنگام اضطرار روبه خداوند مى كنند، انتقاد

 كرده و مى فرمايد: همين كه در آستانه غرق شدن قرار گرفتند، خدا را مى

 خوانند ولى همين كه نجات يافتند، فراموش مى كنند. فاذا ركبوا فى الفلك

دعوا اللّه ... فلمّا نجّاهم ...(۵)


ايمان در لحظه ى خطر كار فرعونى است كه در آستانه ى غرق شدن گفت :

 ايمان آوردم و خداوند در پاسخ او فرمود: الا ن و قد عصيت قبل (۶)


در كربلا نشاط بود؛ امام حسين عليه السلام فرمود: مرگ مانند گردنبند در

سينه دختران جوان است .
فرزند سيزده ساله امام حسن عليه السلام (حضرت قاسم ) فرمود: مرگ

نزد من از عسل شيرين تر است .


ياران امام حسين عليه السلام مى گفتند: اگر بارها زنده شويم باز كشته

شويم ، دست از تو بر نمى داريم .


نشاط بالاتر از رضايت و تسليم است ، ريشه ى نشاط ايمان به راه ، رهبر و

هدف است و بى نشاطى ، نشانه ى باورنداشتن راه ، رهبر و هدف است .


اما مسئله ى انگيزه


اسلام به انگيزه ى انسان بسيار توجّه دارد، حتّى سير كردن گرسنگان اگر بر

 اساس اخلاص نباشد و انگيزه ى غير الهى داشته باشد، بى ارزش ‍ است .


يكى از سوره هاى قرآن سوره ى عبس است كه در ده آيه ى اوّل آن به

شدّت انتقاد مى كند كه چرا به روى نابينايى عبوس شد، در حالى كه نابينا

نه عبوسيت را مى بيند و نه خنده را، اما اسلام اصل عبوس بودن را زشت

ميداند، نه به خاطر فميدن يا نفهميدن مردم . اسلام ارزشها و ضد ارزشها را

واقعى مى بيند، نه قراردادى ، سياسى ، اقتصادى و تعصّبى .


انگيزه ى امام حسين عليه السلام خودنمايى ، قدرت طلبى ، انتقام نبود،

انگيزه امام و يارانش اصلاح در دين جدّش بود. انگيزه ى يارانش رسيدن به

مال و مقام و تظاهر نبود، آنان با خدا معامله كردند و لذا كودك اسير شده

امام در برابر كاخ بنى اميه سخنرانى مى كند و مى فرمايد: به عدد دانه هاى

 شن خدا را شكر مى كنم ؛ الحمدللّه عدد الرمل و الحصى و زينب كبرى مى

فرمايد: چيزى جز زيبايى نديدم ؛ ما رايت الا جميلا در حالى كه اگر انگيزه غير

خدا باشد، بايد گلايه ها و ضعف ها و ناسپاسى ها در كار باشد.


خلاصه آنكه گرچه اسلام به آمادگى همه جانبه در برابر دشمن توجه دارد؛

واعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة (7)


به آموزش هاى تخصّصى عنايت دارد، گرچه نزد بيگانگان باشد؛ اُطلب العلم و

 لو بالصين


به حمايت افراد توجّه دارد؛ تعاونوا على البّر و التّقوى (8)


به ثروت و اطلاعات توجه دارد، اما همه ى اينها به منزله ى عينك وسيله ى

ديدن هستند، لكن كار ديدن از چشم است و توفيق تنها از اوست ؛ و ما

توفيقى الاّ باللّه (9) و نصرت تنها از او مى باشد؛ و ما النصر الاّ من عند اللّه (

۱0)


امّا آگاهى


امروز خلبانان متخصّص منطقه اى را بمباران مى كنند، بدون آنكه بدانند چرا و

 براى چه ؟


در كربلا همه ياران امام حسين عليه السلام آگاه بودند. از آغاز سفر تا كربلا

تمام جملات امام نشانه ى اين بود كه اين سفر كاميابى مادّى و برگشتى

ندارد، يك انتخاب آزادانه ، آگاهانه ، مخلصانه و عاشقانه بود.


در اسلام حتّى اشك و سوزى ارزش دارد كه بر اساس آگاهى باشد؛ تفيض

‍ اعينهم من الدمع مما عرفوا(۱1)


باور و يقين كه آمد، انسان در كار خود ترديد ندارد. زينب كبرى در سخنرانى به

 يزيد مى گويد: من تو را پست و كوچك مى دانم ؛ انّى لاستصغركَ


آرى اگر انسان در اثر معرفت و شناخت يقين پيدا كرد، پخته مى شود و هيچ

پخته اى خام نمى شود، ولى اگر بر اساس احساسات و شعارها داغ شد،

 ممكن است بعد از مدّتى گرفتار ترديد و سرد شود، چون هر داغى سرد

مى شود.


در قرآن دو نوع دخول داريم : يكى دخول مردم در فضاى ايمان و ديگرى

 دخول ايمان در فضاى دل . داخل شدن مردم به ايمان آسان است ؛ يدخلون

فى دين اللّه افواجا(۱2) امّا داخل شدن ايمان در دل ، كار سختى است ؛ و

لمّا يدخل الايمان فى قلوبكم (۱3)


اكنون كه اين سطرها را مى نويسم ، شبى است كه حضرت على عليه

 السلام در روز آن در غدير خم به امامت نصب شد، همانها كه يدخلون فى

دين اللّه افواجا بودند، صحنه را ديدند و تبريك هم گفتند، اما پس از چندى

على عليه السلام را رها كردند، زيرا ايمان در قلبشان داخل نشده بود. اين

است تفاوت دخول مردم در دين با دخول دين در مردم.

 

نقل از:    حسینیه ی سید الشهدا

----------------------------------------

پی نوشت ها:

1- نساء، 142.
2- توبه ، 54.
3- بقره ، 71.
4- توبه ، 38.
5- عنكبوت ، 65.
6- يونس ، 91.
۷- انفال ، 60.
۸- مائده ، 2.
9- هود، 88.
۱0- آل عمران ، 126.
۱۱- مائده ، 83.
۱۲- نصر، 2.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 19:47  توسط قصه گو  |