تبليغاتX
هیئت عاشقان سید الشهداء

بسم الله الرحمن الرحيم .

اذا وقعت الواقعه ، ليس لوقعتها كاذبه ، خافضه رافعه ، ... .

سلام عليكم .

همانطور كه از مطلب قبلي پيداست ، قصد اين بود كه در ادامه ي بحث از روز ، واقعه و روزواقعه بحث كنيم . اما گويا مي طلبد كه از ( شور ) شايدم : ( عشق ) و ( عقل ) يا ( عاقل ) و ( عاشق ) ي كه ( بنده خدا ) ي عزيز پيش كشيده اند حرف زد .

از قضا ( خارج از دستور ) هم نيست و روز عشق يا عقل ويا بقول ايشان عاقل و عاشق هم بي مناسبت نيست آنهم در هيئت عاشقان سيد الشهداء كه برسر در اينجا نصب شده .

آري ، اثبات عاشقان نفي عاقلان بقول ايشان نمي كند ، ولي تعجبم از رفعت عاقل در قول ايشان و در عمل برپايي ( شور ) است از گوينده و معتقد به گفته .

علي اي حال كه پاسخ ايشان لااقل برايم شنيدني خواهد بود در روز گوش كه به اميد آن روز كه در آن واقع بشود ، بد نيست كه از نظر ديگر عزيزان هم باخبر شد كه آيا مثلا بنده فقط بقول ايشان عاقلانه به اينجا مي آيم ؟ : ( چراكه ) محرومم نفرموده اند كه عاشقانه نمي آيم يا شوري ( نه ) دارم .

همچنان كه ديگران را محروم از ( عاقل ) بودن نكرده اند .

حالا بماند كه مراد ايشان از عقل و ( فكر ) هم كه فرموده اند چيست ؟ ( چراكه ) نه اينكه شايد گفته شود كه اينجا كه جاي اين حرفها ( نيست ) ، بلكه اينجا جاي ... ، چراكه دم در نوشته شده : ... عاشقان ... .

خب هيئت مثلا عاقلان يا متفكران هم بنده كه تا كنون براي گوشم بروز نشده و اگر هم بشود مثل هيئت عاشقان سيد الشهداء گوش نواز نيست . يعني چه مثلا ( هيئت عاقلان سيد الشهداء ) ؟ يا متفكرانش ؟ چراكه عاشقانش مثلا بقول ما دوستدارانش ، يا مثلا مهرورزانش و خلاصه برگرداني از ( عشق ) به زبان ما ، مثل مثلا ( آقاي ) شهدا  براي ( سيد ) الشهداء و همينطورم براي ( هيئت ) كه به زبان ما بشود ... .

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته .

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 13:34  توسط احمد علی یزدی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم .

    إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ، لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ ، ... .

سلام عليكم .

    اولين نوشته در اين وبلاگ را همراه خوانندگان عزيز با عنوان رسالتي مثل : ( رسالت زينبي ) كه خواندم ديدم كه مثلا جنگ تحميلي هم در همان هشت سالش مي ماند اگر چنين رسالتي را نداشتيم و اولي ترش انقلاب هم همينطور و بلكه امام و امتي كه آن را آفريدند بقول شاعر معاصر كه ميگويد :

              بجز از علي كه دارد پسري ابوالعجاعب  ، كه علم كند به عالم شهداي كربلا را !

اين را براي آن عرض كردم كه بعضا در نوشته ها و حرفها مي آيد كه مثلا نسل انقلاب فرق دارد با نسل بعد و نسل سومي كه گفته مي شود . كه مثلا : جوانان ( فاصله ) گرفته اند از چيزهايي كه آن نسل داشت و گويا آن داشته ها مانده در همان نسل ، حالا چرايش هم شايد مثل اينكه شنيده ايم :

                                  كربلا در كربلا مي ماند اگر زينب نبود .

حالا مقصود گوينده چه بوده از اين عبارت بماند . كه آيا مقصود مثلا نقل آن بوده  ؟ و يا نقلش هم مثل نقلي كه بعضا از قول ايشان هم دارند ؟ و يا ... ؟

    نگاه ما هم همينطورست ، مثل همان رسالت . لابد تعبير معروف : ( مارايت الا جميلا ) را شنيده ايد ، جالب خواهد بود كه اگر از خود ابن زياد هم مي پرسيدند ، او هم چنين پاسخ مي داد به پرسشي كه پيش كشيد ، البته نه در حد و اندازه ي تعبيري كه عقيله ي بني هاشم سلام الله عليها دارند ، كه وقتي مثلا در كوفه لب به سخن گشود ياد حرف زدن پدرش افتادند .

    حالا مگر مثلا همان ابن زياد در كربلا بود كه واقعه ي كربلا را به چشم ديده باشد كه بر وفق مرادش هم ديده باشد ؟ تا حدي كه آن پرسش را از حضرت زينب عليها سلام كرده ؟!

    موضوعي كه بنده بنا بر فرصتي كه دست بدهد مزاحم شما خواهم شد اينست ، كه انشاءالله با ياري شما هم آن را به نتيجه اي برسانيم .

    فعلا اينجا هستيم كه آيا لازم است كه ما نوجوان يا جوان نباشيم كه واقعه اي مثل كربلا كه نه ، حتي مثلا همين انقلاب هم براي ما رخ داده باشد ؟ يا نه : هر روزمان خودشم عاشوراست ؟

    براي اينكه بهتر و بيشتر در جريان مقصود عرض بنده قرار بگيريد ، مثلا توجهتان را جلب مي كنم به فرمايشي از استاد شهيد مرتضي مطهري كه مي فرمايند : ( سرا پاي هستي جولانگاه فكر بشر قرار ) ميگيرد ، چراكه : ( بشر بحكم خواهش فطري خويش هر وقت و در هر جا كه مجالي و فرصتي براي تفكر پيدا كرده است از اظهار نظردر باره نظام كلي عالم خودداري نكرده است ) .

    خب اين شامل رخداد واقعه اي در ( هستي ) هم مي شود ، ولو مثل مثلا ابن زياد هم با دو چشم خود من آن واقعه را نديده باشم به اصطلاح ، چراكه شايد نقلش را خوانده باشم مثلا .  

    اميد وارم كه اگر هم به روز واقعه نرسيده باشيم به آن نزديكتر شده باشيم و انشاءالله تعالي بروزتر ش هم بكنيم ، بعد هم نگاهش و آنگاه رسالت هم بنابر آن . 

    با تشكر از وقتي كه صرف اين كرديد ، فعلا خدانگهدار .

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 13:31  توسط احمد علی یزدی  |