|
سلام وقتی خبر را شنيدم کمی طول کشيد تا مغزم دقيقا ان را تجزيه تحليل کند... افراد مختلف ما جرا را به صورت های گوناگونی تعريف می کردند اما...اما هيچ کدام در اصل ماجرا تغييری ايجاد نمی کند...ديگر (محمود سرگزی)در مسجد علی(عليه السلام)نماز نخواهد خواند چون مغزش را در حالی که هم دستهايش را بسته بودند هم پاهايش را و هم چشم هايش را مظلومانه به گلوله بسته اند...ديگر محسن به باشگاه خبر نگاران جوان نخواهد امد تا خبر های مرا او تنظيم کند و دعوا های خبری ا و را من انجام بدهم...چون او هم با محمود بود...حتی حميد هم نخواهد امد......هيچ کدام...هيچ کدام نخواهند امد ... ياد ان بزرگ مرد بخير که گفت:(بکشيد مارا...ملت ما زنده تر خواهد شد) برای شادی شهدای مظلومی که نا جوانمردانه در جادهء زابل به زاهدان شهيد شدند يک فا تحه بخوانيد و برای سلامتی حاج حسن نوری(فرماندار استان) که اکنون با بيش از ۷ گلوله در بدنش در کما است يک (امن يجيب) يا علی
+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 21:10  توسط حسن عباسی
|
|
پيوندهای روزانه |